آنیساآنیسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

نی نی نازم

سرماخوردگی

1391/12/18 18:37
نویسنده : الناز
452 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمل ناز من

الان که دارم برات می نویسم تو تو خوابی و یه کوچولو ناراحت .آخه با تمام تلاشی که کردم نتونستم جلوی سرماخوردگی رو بگیرم و تو چند روزیه سرما خوردی و کلا بی حالی و تو خواب هم می نالی و من حاضرم تمام دردای تو رو به جون بگیرم و تو ذره ای درد و غم نداشته باشی.

آنیسای گل مامان شش ماهگیت داره تموم میشه و فردا نوبت واکسن شش ماهگیه که خانم دکتر توصیه کردن یکی دو روز بعد ببریمت واسه واکسن.این ماهی که گذشت شیرین ترین روزها رو تجربه کردم .بالاخره شیشه رو گرفتی و شیرم رو وقتی خواب نیستی می دوشم و تو می خوری غذا رو هم درسته کم می خوری ولی خوب بهتر از این هست که اصلا نخوری (البته بعد سرماخوردگی همه این عادتهای خوب رو ترک کردی که امیدوارم دوباره بعد بهبودی بشی آنیسای قبلی بوسسسسسسسسسس)

به جیگرم بگم که فرنی و سرلاک و نمی دونم بیسکویت مادر و غیره اصلا باب میل شما نیست و دهنت رو اصلا باز نمی کنی . سوپی که عدس نداره بیشتر دوست داری ولی من چون عدس هم برات ضروریه با کلک های زیاد می خورونم.شیشه شیر رو زمانی میگیری که بالا سرت یه چیزی تکون بخوره که محبوبترینش کنترل تلویزیون هست ( حدس میزنم که وقتی داری اینهارو می خونی خندت می گیره)وقتی هم غذا می خوری مامان تموم حیوانات جنگل رو برات میاره (البته صداش رو) تا تو بخندی و در این میان غذا به دهن شما انتقال پیدا کنه و اما مرحل اصلی که مرحله بلع هست که بعضی وقتها شک می کنم که تو بلدی هههههههههههههههههه ولی خوب من هفت خط تر از خودتم و اونم حل می شه و وقتی اطمینان پیدا کردم سیر شدی تا 2 ساعت اعصابم راحته می دونی چرا چون تو سر دو ساعت گشنه می شی و این عادت تو شده و منم از این بابت خیالم راحته

آنیسا جونم تصمیم قطعی رو گرفتم و فقط شدم مامان گلم نه خانم صدری .چون احساس کردم اسم مامان بهم بیشتر میاد و چه کار خوبی کردم .الان که داری بزرگتر و شیرینتر میشه خوشحالم که اول از همه حرکت جدیدی که انجام می دی خودم می بینم و تمام ساعات پیشتم . مثلا لذت بخشه که وقتی صدات می کنم سرت رو میزاری روی شونت و لبخند همراه با جیغ تحویلم میدی یا اینکه وقتی با دهنم برات صدا در میارم لبهات رو محکم فشار می دی و بعد ناخودآگاه ماچ تحولم میدی و کلی شیرینکاری دیگه.

دوست دارممممممممممممممممممممم خیلییییییییییییییییی

زودتر خوب شو گل مامان

و چند تا عکس از عشقم

سرماخوردگی

اولین لاک که خاله آرزو برات زده

آنیسای پریشان و از خواب بیدار شده (بخولمتتتتتتتتتت)

راستس یادم رفت که علاوه بر اینکه می پیچی و چندتا یچ می زنی به جای اینکه چهاردست و پا به جلو حرکت کنی عقب نشینی می کنی و عقب عقب حرکت می کنی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

طیبه
20 اسفند 91 9:21
الهی من فدای دخملی بشم چقدر بزرگ شده دیگه حسابی خانم شده ان شااله همیشه سلامت باشه و لحظه لحظه بالندگیشو ببینی و لذت ببری مامان مهربون
میرزا کوچک خان
25 اسفند 91 23:03
نازی... ماشاالله.... راستی من بروزم...
سانی مامی شادیسا
26 اسفند 91 14:55
امان از این سرماخوردگی..... اخی انشاله زودی خوب شه خیلی هم خوشحال شدم که انیسای جیگرم بالاخره شیشه رو گرفت و خیال تو مامان مهربون راحت شد. بوووووووووووس دلم واست تنگ شده الی جونم
مامان سانای
17 فروردین 92 9:18
الهی چقد نازه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد